گاو کوهی

گاو کوهی

لغت نامه دهخدا

گاوکوهی. [ وِ ]( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گوزن. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). بقرالوحش. اسم فارسی آن گاو کوهی است. ایّل: گوشت گاو کوهی غلیظ باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ فارسی

گوزن

دانشنامه عمومی

گاو کوهی ( نام علمی: Taurotragus ) نام یک سرده از زیرخانواده گاویان است.
فهرست گونه ها.
• گاو کوهی بزرگ ( جان ادوارد گری, ۱۸۴۷ ) – گاو کوهی بزرگ
• گاو کوهی معمولی ( پیتر سایمون پالاس, ۱۷۶۶ ) – گاو کوهی معمولی

گاو کوهی
گاو کوهی

جمله سازی با گاو کوهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر لعاب گاو کوهی دیدهٔ آهوی دشت از لعاب زرد مار کم زیان افشانده‌اند

💡 یکی گاو کوهی گرفته به دست درآمد به حمله سوی پیل مست

💡 بز دشتی و گاو کوهی را گذرانیدی از سگ آبی

💡 دماغ گاو کوهی شد فراموش که عمری رفته بد در خواب خرگوش

💡 یکی گاو کوهی چو کوه روان ز کوه اندر آمد به صحرا دوان

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز