کاروان زنی

مترادف‌ها

سفر، کوچ، جاده پیمایی

لغت نامه دهخدا

کاروان زنی. [ کارْ / رِ زَ ] ( حامص مرکب ) عمل کاروان زن. لخت کردن کاروانیان: و او را با خودبدزدی و کاروان زنی بردی. ( از بختیارنامه چ وحید ).

فرهنگ فارسی

حمله بکاروان و غارت پول و اثاث. کار وانیان: [ و او را با خود بدزدی و کاروان زنی بردن ]. ( بختیار نامه )
لخت کردن کاروانیان

جمله سازی با کاروان زنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گاهی بغمزه ای ره صد کاروان زنی گه مرشد طریقت و راهی،چه گویمت؟

💡 در دوران باستان، کاروان زنی یکی از اصلی‌ترین روش‌های جابه‌جایی کالا و تجارت بین شهرهای دوردست در مسیرهای دشوار جاده ابریشم بود.

💡 بسیاری از داستان‌های قدیمی و افسانه‌های محلی بر اساس تجربیات سخت و پرماجراهای مردانی نوشته شده‌اند که به کاروان زنی در بیابان‌ها مشغول بودند.

💡 کاروان زنی در مسیرهای بیابانی نیازمند دانش بسیار زیادی در زمینه شناخت ستاره‌ها، منابع آب و همچنین توانایی بالای مدیریت گروه برای بقا بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران