لغت نامه دهخدا
پرفن. [ پ ُ ف َ / پ ُ ف َن ْ ن ] ( ص مرکب ) سخت مکّار و حیله گر. مُحیل. مکّار. محتال:
از غمزه تیر دارد و از ابروان کمان
آن دلفریب نرگس جادوی پرفنش.سوزنی.
پرفن. [ پ ُ ف َ / پ ُ ف َن ْ ن ] ( ص مرکب ) سخت مکّار و حیله گر. مُحیل. مکّار. محتال:
از غمزه تیر دارد و از ابروان کمان
آن دلفریب نرگس جادوی پرفنش.سوزنی.
۱. پرهنر.
۲. پرحیله، مکار، حیله گر.
پرهنر، پرحیله، مکار، حیله گر
( صفت ) سخت مکار حیلهگر محیل محتال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه غم اگر تهی از باده جام و شیشه ماست؟ که چشم پرفن ساقی هزار پیشه ماست
💡 در جوابم گره افتاد زحیرت به زبان نرگس پرفن او بسکه سخن ساز آمد
💡 باین مغرور زر عاشق چه سازد باین پرفن کدامین حیله بازد
💡 به کس نه دوست او نه دشمن است او یکی چابک حریف پرفن است او
💡 کاغذ گرده شد از سوزن مژگان تو دل رنگش از سرمه آن نرگس پرفن کردم
💡 بیصورت او مجلس ما را نمکی نیست آن پرنمک و پرفن و عیاره ما کو