وررفتن

لغت نامه دهخدا

وررفتن. [ وَرْ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، کاویدن. کند و کاو کردن. || انگولک کردن. بازی کردن و دست زدن بسیار به چیزی. || دست به سر و کول کسی کشیدن. ملاعبه کردن. ( فرهنگ فارسی معین ): مدتی با دخترک وررفت.

فرهنگ معین

(وَ. رَ تَ ) (مص ل. ) بازی بازی کردن، با چیزی خود را مشغول کردن.

فرهنگ عمید

با چیزی خود را مشغول ساختن و آن را دست کاری کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - باچیزی خود را مشغول داشتن وبدان کند و کاو کردن: دستش بی اراده مثل یک عادت یا یک عکس العمل با پوز. راسو ورمیرفت آنرا فشار میداد... ۲ - دست بسر و کول کسی کشیدن ملاعبه کردن: مدتی با دخترک ور رفت.

جمله سازی با وررفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نواحی شهوت‌خیز مختلفی در سوراخ‌های بدن هست که به وسیله وررفتن دستی با آن نواحی ازجمله دهان، حلق، میزراه، چوچوله، فرج، مهبل و مقعد، می‌شود برانگیختگی و تحریک جنسی ایجاد کرد.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز