لغت نامه دهخدا
هم ارز. [ هََاَ ] ( ص مرکب ) دارای ارزش برابر. هم قیمت. هم پایه.
هم ارز. [ هََاَ ] ( ص مرکب ) دارای ارزش برابر. هم قیمت. هم پایه.
دو چیز که نرخ و ارزش آن ها با هم برابر باشد، هم نرخ.
( صفت ) دو یا چند چیز که ارزش آنها مساوی هم باشد: هم نرخ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روز ۹ دی سال ۱۳۸۸، وی در تجمع عاشورایان سخنرانی کرد. در این سخنرانی او به لزوم ولایت پذیری از ولی فقیه تأکید کرد و ولایت ولی فقیه را هم ارز با ولایت امام زمان دانست.
💡 ساختار قانون اساسی ایالت مین از سه شاخه هم ارز اجرایی (قوه مجریه)، قانونگزاری (قوه مقننه) و نظارتی (قوه قضائیه) تشکیل شدهاست.
💡 خط گرجی مخصوص نوشتن زبان گرجی و دیگر زبانهای کارتولی است و شامل سه الفبای هم ارز است که عبارت اند از: آسُمْتاوْرولی، نوسْخوری و مْخِدْرولی، که امروزه فقط مخدرولی مورد استفاده رسمی و وسیع قرار دارد.
💡 . پس این بیان از اصل موضوع انتخاب با آنچه در گذشته بیان کردیم هم ارز است.
💡 تعریف بالا، هم ارز است با شرایط کوشی-ریمان که به راحتی از آن به دست میآید.