لغت نامه دهخدا
نادروده. [ دُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) دروده نشده. دروناکرده. نادرویده.
نادروده. [ دُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) دروده نشده. دروناکرده. نادرویده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در خرمن امید من نادروده کشت نه گندمی نمود مرا بخت و نه جوی