ناخواستن
متضادها
خواستن، میل داشتن، طلب کردن
لغت نامه دهخدا
ناخواستن. [ خوا / خا ت َ ] ( مص منفی ) نخواستن.نطلبیدن. طلب نکردن. تقاضا نکردن. درخواست نکردن.
فرهنگ فارسی
نخواستن نطلبیدن.
جمله سازی با ناخواستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گفتند: ناخواستن و برنا گرفتن توانیم اما اگر فتوحی پدید آید نتوانیم که نگیریم.
💡 و بعد از تقدیم این مقدمه گوییم مردم از کاینات است، و در فلسفه مقرر است که هر کاینی فاسد بود، پس هر که نخواهد که فاسد بود نخواسته باشد که کاین بود و هر که کون خود خواهد فساد ذات خود خواسته باشد پس فساد ناخواستن او فساد خواستن اوست و کون خواستن او کون نخواستن او، و این محال است و عاقل را به محال التفات نیفتد.
💡 گر نخواهی دولت غمخوارهٔ کی بود ناخواستن را چارهٔ
💡 او در حالی که میدانست این تغییر برای پیشرفت او لازم است، اما در اعماق قلب خود، این مسیر جدید را به هیچ وجه نمیخواست.
💡 ناخواستن از پذیرش مسئولیتهای جدید در محیط کار، میتواند مانع از رشد حرفهای و رسیدن به جایگاههای بالاتر در آینده شغلی فرد شود.
💡 او با وجود فشار زیادی که از سوی خانوادهاش دریافت میکرد، همچنان به تصمیم خود مبنی بر ناخواستن از این ازدواج اصرار داشت.