مدافعه

مترادف‌ها

دفاع، مقابله، جنگیدن

متضادها

حمله

لغت نامه دهخدا

مدافعه. [ م ُ ف َ / ف ِ ع َ / ع ِ ]( از ع اِمص ) مدافعة. مدافعت. رجوع به مدافعت شود.

فرهنگ معین

(مُ فِ عَ یا عِ ) [ ع. مدافعة ] (مص م. ) ۱ - یکدیگر را راندن و دور کردن. ۲ - دفاع کردن.

فرهنگ فارسی

یکدیگررا راندن ودورکردن، دفاع کردن
(مصدر ) ۱- همدیگر را راندن و دور کردن دفاع کردن: از بیم جان دلها بر مرگ نهاده بمدافعه و مقابله بایستادند. ۲ - حمایت و جانبداری کردن از کسی جمع: مدافعات.

ویکی واژه

مدافعة
یکدیگر را راندن و دور کردن.
دفاع کردن.

جمله سازی با مدافعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در طول مدت محاصره حاتم بیگ اردوبادی و رئیس ایل جلالی وفات یافتند. سرانجام پس از جدال‌های سخت و محاصره‌ای طولانی، امیر بیگ تسلیم شد و با جمعی از کرد‌ها به اردوی دولتیان آمد؛ زمانی که قرا حسن خان فرمانده قشون آمد ناگهان کرد‌ها به قصد کشتن وی تیغ کشیدند؛ امراء دولت با دیدن اوضاع متقابلاً به مدافعه پرداخته و ایشان را کشتند و قلعه را متصرف شدند.

💡 بریگنده (تیپ) هفتم حمله به دیسنته (روش انزال هوایی) (تاجیکی: Бригадаи ۷-уми ҳамла ба десанти) یگان پیاده‌نظام چترباز بخشی از قشون‌های مابیلی تحت نظارت وزارت مدافعه جمهوری تاجیکستان می‌باشد و در پایتخت این کشور دوشنبه واقع شده‌است.

💡 این نوع از مدافعه اغلب به عنوان مکملی برای مسئولیت فرماندهی در نظر گرفته می شود.

💡 در بحث‌های فلسفی و منطقی، مدافعه به معنای ارائه استدلال‌های متقابل برای به چالش کشیدن نظریات موجود و رسیدن به حقیقت از طریق تقابل است.

💡 نویسنده در کتاب جدید خود سعی کرده است با استفاده از روش مدافعه، دیدگاه‌های رایج در مورد تاریخ معاصر را مورد بازبینی جدی قرار دهد.

💡 فرآیند مدافعه در دادگاه‌های حقوقی، اجازه می‌دهد تا هر دو طرف دعوا بتوانند با ارائه شواهد و استدلال‌های خود، حقایق پنهان را آشکار کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران