یکپارچه سازی
مترادفها
یکدست کردن، ادغام، تجمیع، متحد کردن
متضادها
تجزیه، جداسازی
فرهنگستان زبان و ادب
{integration} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] تبدیل یک یا چند مجموعه به محیطی یکپارچه
جمله سازی با یکپارچه سازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نسخه بر امکاناتی چون بهبود عمر باتری، بهبود فایندر، بهبودهایی برای کاربران حرفهای، یکپارچه سازی بیشتر با آیکلود و اضافه کردن امکانات بیشتری از آیاواس به اواس ده تمرکز دارد.
💡 آکسوال یک رابط برنامهنویسی ساده ارائه کرده که اجازه میدهد تا برای توسعه و یکپارچه سازی پلاگینها بدون ایجاد تغییرات در هسته اصلی اقدام کرد. آسکوال همچنین مستندات لازم و کافی در زمینه توسعه پلاگینها فراهم کرده است.
💡 هدف مرکوسور آسان سازی بازرگانی و همچنین تسهیل جریان کالا، پول و افراد میاد کشورهای عضو است. مرکوسور و «جامعه کشورهای حاشیه آند» دو اتحادیه گمرکی هستند که در واقع بخشی از فرایند تداوم یکپارچه سازی کشورهای آمریکای جنوبی بهشمار میروند.
💡 از افرادی که بر روی یکپارچه سازی این دو نیرو کار کردهاند، میتوان به عبدالسلام، شلدون گلاشو و استیون واینبرگ اشاره کرد که برای کارشان برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۷۹ میلادی شدند.
💡 در تاریخ ۲۱ مه ۲۰۱۳ اعلام شد، اکسباکس وان قرار است تأکید بر ویژگیهای مبتنی بر اینترنت، از جمله توانایی برای ضبط و جریان گیم پلی، و توانایی یکپارچه سازی با جعبه تنظیم بالا به تماشای کابل یا ماهواره ای تلویزیون از طریق کنسول با رابط راهنمای پیشرفته و کنترل صدا مبتنی بر کینکت باشد.