لغت نامه دهخدا
یارور. [ یارْ وَ ] ( ص مرکب ) ( مرکب از «یار» + «ور» پسوند ) مددکار. معین:
تو او را به هر کار شو یارور
چنان کن که از تو نماید هنر.فردوسی.
یارور. [ یارْ وَ ] ( ص مرکب ) ( مرکب از «یار» + «ور» پسوند ) مددکار. معین:
تو او را به هر کار شو یارور
چنان کن که از تو نماید هنر.فردوسی.
مددکار معین
اسم: یارور (پسر) (فارسی) (تلفظ: yarvar) (فارسی: یارور) (انگلیسی: yarvar)
معنی: یاریگر، یاور
💡 بانکو دی کردیتو اینورسیونس در سال ۱۹۳۷ توسط جان یارور لولاس تأسیس شد و در حال حاضر چهارمین بانک بزرگ شیلی میباشد.