گیادار

لغت نامه دهخدا

گیادار. ( نف مرکب )مخفف گیاه دار. آنجای که گیا دارد. دارای گیاه. || مرغزار. علفزار. باغ و بوستان:
بدو در گیادار وی گونه گون
گل و میوه از صدهزاران فزون.اسدی.گل و نیشکر بی کران انگبین
گیادار و از میوه ها همچنین.اسدی.

فرهنگ عمید

جایی که گیاه دارد، مرغزار، علفزار.

جمله سازی با گیادار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گل و نیشکر بیکران و انگبین گیادار و از میوه ها هم چنین

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز