گل بدن

لغت نامه دهخدا

گل بدن. [ گ ُ ب َ دَ] ( ص مرکب ) از اسمای محبوب است. || آنکه بدن او در نرمی و نازکی به گل ماند. || ( اِ مرکب ) نوعی قماش متعارف هندوستان مثل تافته که قماش دورنگ بود، مثلاً سرخ که به سیاهی زند. ( آنندراج ). نوعی از پارچه ابریشمی. ( ناظم الاطباء ):
هوایش کار پوشش مختصر کرد
چو گلبن گلبدن باید به بر کرد.میریحیی شیرازی ( ازآنندراج ).اگرترا سر آرایش است چون طاووس
لباس گلبدن داغ میتوان پوشید.ملا مفید بلخی ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

آن که بدنی لطیف و زیبا مانند گل دارد.

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) آنکه بدنش همچون گل لطیف و نازک است محبوب. ۲ - نوعی قماش ابریشمی معمول هندوستان مانند تافته که قماش دو رنگ است ( مثلا سرخی که بسیاهی زند ): هوایش کار پوشش مختصر کرد چو گلبن گل بدن باید ببر کرد. ( میر یحیی شیرازی )

جمله سازی با گل بدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گل شده نام خوش آن گل بدن سوخته می زاتش آن گل بدن

💡 مرگت گلاب روح کشد از گل بدن بر خویشتن چو غنچه ز بیم فنا مپیچ

💡 هر بی جگری ز تنگ دنیا نگذشت هر گل بدن از خار تمنا نگذشت

💡 آه سوزنده تر از آتش من نکند در تو گل بدن اثری

💡 در انتظار وصال تو سیدا شده پیر خزان رسید و تو ای گل بدن نمی آیی

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز