گستراننده

مترادف‌ها

پخش‌کننده، منتشرکننده

متضادها

جمع‌کننده، منقبض‌کننده، محدودکننده

لغت نامه دهخدا

گستراننده. [ گ ُ ت َ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) پهن کننده. منتشرکننده. رجوع به گستردن و گسترانیدن و گستراندن شود.

فرهنگ عمید

پهن کننده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - پهن کننده منبسط کننده. ۲ - فرش کننده:... فرستاد کتاب کریم خویش بسفارت رسول خویش محمد الامین و گسترانند. بساط دین.... ۳ - منتشر کننده.

جمله سازی با گستراننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آغاز سخن از سپاس خدای کنیم، آفریدگار آسمان و زمین و پدید آرندة مکان ومکین، بر مقتضی تلقین او سبحانه، که فرستاد کتاب کریم خویش بسفارت رسول خویش محمدالامین و گستراننده بساط دین ما را گفت که بگویید «الحمدلله رب‌العالمین. الرحمن‌ا‌‌‌لرحیم. مالک یوم‌الدین.»

💡 او با سخنان خود، گستراننده دانش و معرفت در میان شاگردانش بود و همواره آن‌ها را به مطالعه بیشتر و جستجو در میان کتاب‌ها تشویق می‌کرد.

💡 این رسانه خبری، به عنوان گستراننده اخبار حقیقت و عدالت، همواره سعی در اصلاح افکار عمومی و مبارزه با شایعات گسترده در جامعه دارد.

💡 بادهای ملایم خزان، گستراننده برگ‌های زرد و پاییزی بر روی مسیرهای جنگلی بودند که منظره‌ای بسیار زیبا و در عین حال غم‌انگیز ایجاد کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران