گردانگیز

مترادف‌ها

چرخنده، گرداننده

لغت نامه دهخدا

گردانگیز. [ گ َ اَ ] ( نف مرکب ) غبارانگیزنده. آنکه گرد انگیزد: ریاح معاجیح؛ بادهای تند گردانگیز. هبوب؛ باد گردانگیز. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

آن که گردوغبار برپا کند، غبارانگیز.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه گرد بر پا کند غبار انگیزنده.

جمله سازی با گردانگیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هوای نفس تو همچون هوای گردانگیز عدو‌ِ دیده و بینایی‌ست و خصم ِ ضیاست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران