لغت نامه دهخدا
گران رکابی. [ گ ِ رِ ] ( حامص مرکب )کنایه از حمله بردن است. عمل گران رکاب:
از ناله در آن گران رکابی
الحق سپه گران شکستم.خاقانی. || ثقیل و سنگین بودن:
حرارت سخطت با گران رکابی سنگ
ذبول کاه دهد کوههای فربی را.انوری.
گران رکابی. [ گ ِ رِ ] ( حامص مرکب )کنایه از حمله بردن است. عمل گران رکاب:
از ناله در آن گران رکابی
الحق سپه گران شکستم.خاقانی. || ثقیل و سنگین بودن:
حرارت سخطت با گران رکابی سنگ
ذبول کاه دهد کوههای فربی را.انوری.
۱. ثبات قدم و پایداری در جنگ.
۲. وقار، سنگینی.
۱ - ثبات قدم و پافشاری در روز جنگ: از ناله وران گران رکابی الحق سپه گران شکستم. ( خاقانی ) ۲ - وقار تمکین. ۳ - سنگینی ثقل: حرارت سخطت با گران رکابی سنگ ذبول کاه دهد کو ههای فربی را. ( انوری )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ور از گران رکابی حلمش سخن کنم باد نفس به کشتی الفاظ لنگرست
💡 در غمت با گران رکابی صبر دل ز دستم عنان بخواهد برد
💡 به گرد کعبه نگشتن ز سست عزمی توست گران رکابی توفیق را بهانه مکن
💡 سبک عنانی اگر شرط ناخدا است اسیر گران رکابی گرداب تازگی دارد
💡 درین بساط که آیینه خانه بر دوش است گران رکابی سیماب تازگی دارد
💡 از ناله در آن گران رکابی الحق سپه گران شکستم