گاوه
لغت نامه دهخدا
گاوه. [ وَ / وِ ] ( اِ ) چوبی که در شکاف چوبی گذارند و چوب اولی را به تبر زنند تا دومی بشکافد. و اسکنه خردتر از گاوه است و هیزم شکنان در شکاف هیمه نهند سهولت دوپاره کردن آن را به گلپایگانی آن را گوه گویند.
گاوه. [ وَ ] ( اِخ ) مؤلف آنندراج نام «کاوه ٔ» مشهور را بدین صورت ضبط کرده است. رجوع به کاوه شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) چوبی که در شکاف چوبی دیگر گذارند و چوب اولی را به تبر زنند تا دومی بشکافد.
کاوه
دانشنامه عمومی
گاوه (نهبندان). گاوه یک روستا در ایران است که در شهرستان نهبندان استان خراسان جنوبی واقع شده است. گاوه ۲۸ نفر جمعیت دارد.
این روستا در دهستان میغان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۸ نفر ( ۸ خانوار ) بوده است.
جمله سازی با گاوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درآثار ایران باستان اعتقاد به خود آسمانی را باتصویر روح بالدر نشان میدهند که ناشی از اعتقاد به حیات پس از مرگ است، این امر در آثار باستانی با انسان، شیر، بُز، اسب یا گاوه بالدر یا ترکیبی از حیوان و سر انسان نشان داده شدهاست که قدیمیترین نمونهها، سفالی از تپه سیلک کاشان است. نمونههای بعدی این اعتقاد در هنر کاسیتیها، مانائیها، و مادها نشان داده شدهاست.