گاو پوست
مترادفها
پوست گاو
لغت نامه دهخدا
گاو پوست. ( اِ مرکب ) پوست گاو. پوست گاو که در آن کاه یا زر کنند: قنطار؛ یک پوست گاو پر از زر یا از سیم. ( منتهی الارب ).
دگرهر چه در پادشاهی اوست
ز گنج کهن پر کند گاو پوست.فردوسی.ز دینار گفتند و از گاو پوست
ز کاری که آرام روم اندروست.فردوسی.|| ( ص مرکب ) دارای پوستی ضخیم چون پوست گاو.
جمله سازی با گاو پوست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز دینار گفتند وز گاو پوست ز کاری که آرام روم اندروست