لغت نامه دهخدا
گاد. ( مص مرخم، اِمص ) مخفف گادن:
بداد و به گاد است میل تو لیکن
بدادن سواری، به گادن پیاده.سوزنی.|| ( فعل ماضی ) ماضی گادن. ( غیاث ). رجوع به گادن و گائیدن شود.
گاد. ( مص مرخم، اِمص ) مخفف گادن:
بداد و به گاد است میل تو لیکن
بدادن سواری، به گادن پیاده.سوزنی.|| ( فعل ماضی ) ماضی گادن. ( غیاث ). رجوع به گادن و گائیدن شود.
۱ - ( اسم ) گادن گاییدن: به داد و به گادست میل تو لیکن به دادن سواری به گادن پیاده. ( سوزنی ) ۲ - سوم شخص مفرد ماضی از گادن.
گادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تاج برهان اجل کرده ورا خشک سپوز چو لحافی را گفتی که همی گاد غراب
💡 رفته از آن دم که مرا ترک گاد صحبت ده ساله ی شویم زیاد
💡 در ۱۶ دسامبر ۲۰۰۸ اِیدی سلچر گروه را ترک کرد. او پیامی در صفحهٔ مایاسپیس خود گذاشت که ناامیدی باعث از بین رفتن لذت موسیقی و آهنگسازی در وی شدهاست، جانشین گیتاریست ایدی سلچر در ژانویهٔ ۲۰۰۹ آیزاک دلایه معرفی شد که پیشتر در گروه موسیقی مشهور گاد دیترونت عضو بود.