کوریدور
مترادفها
راهرو، ممر، گذرگاه
فرهنگ معین
(کُ دُ ) [ فر. ] (اِ. )دهلیز، سرسرا،راهرو.
فرهنگ فارسی
دالان، دهلیز، سرسرا، راهرو، رهرو
ویکی واژه
دهلیز، سرسرا، راهرو.
جمله سازی با کوریدور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این ایستگاه که در سال ۱۹۱۰ تأسیس شده به خط نورثایست کوریدور و خط امپایر کوریدور متصل است.
💡 دو شرکت کلاس یک، نورفلک ساترن و سیاساکس، در شمال نیوکاسل خدمات باربری انجام میدهند. نورفلک ساترن خدمات باربریاش را در کوریدور نورثایست و داخل مناطق صنعتی اجموور، نیوکاسل و دلاور سیتی انجام میدهد. زیرمجموعهٔ فیلادلفیای شرکت سیاساکس، از بخش شمالی شهرستان نیوکاسل گذشته و موازی با خطوط امترک کوریدور نورثایست کار میکند.
💡 ایجاد یک کوریدور ترانزیتی بین کشورهای همسایه میتواند به رشد اقتصادی منطقه و تسهیل تبادلات تجاری بین ملتهای مختلف کمک کند.
💡 در زمان جنگ، حفظ امنیت کوریدورهای امدادی برای رساندن مواد غذایی و دارو به مناطق آسیبدیده از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بود.
💡 توسعه کوریدورهای ریلی جدید در مسیرهای بینالمللی، زمان حمل و نقل کالا را به شدت کاهش داده و هزینههای لجستیکی را کم کرده است.