لغت نامه دهخدا
کافرزاده. [ ف ِ / ف َ دَ / دِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) زاده کافر. فرزند کافر. رجوع به کافربچه شود.
کافرزاده. [ ف ِ / ف َ دَ / دِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) زاده کافر. فرزند کافر. رجوع به کافربچه شود.
( اسم ) کافر بچه: [ در سالی پنجاه هزار کم و بیش از برد. کافر و کافر زاده از دیار کفر ببلاد اسلام میاوردند ] ( کلیله و دمنه )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طاعت چل ساله را در عشق کافر زاده ای بر سر بازار می باید به عصیان باختن