لغت نامه دهخدا
کاسه خشک. [ س َ / س ِ خ ُ ]( ص مرکب ) کاسه خشک بودن یا شدن چشم؛ تمامی طبقات چشم یکباره از میان بشدن.
- چشمی کاسه خشک؛ یعنی که تمام آن ازسپیدی بشده باشد.
کاسه خشک. [ س َ / س ِ خ ُ ]( ص مرکب ) کاسه خشک بودن یا شدن چشم؛ تمامی طبقات چشم یکباره از میان بشدن.
- چشمی کاسه خشک؛ یعنی که تمام آن ازسپیدی بشده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون ربابم کاسه خشک است و خزینه خالی است پس طنابم در گلو افکندهاند اعدای من