کارنوت
لغت نامه دهخدا
کارنوت. ( اِخ ) قوم قدیم «گل » در عصر ژول سزار که در سرزمین «شارتر» اقامت داشتند.
دانشنامه آزاد فارسی
کارْنوت (Carnute)
گروهی از قوم سِلتی، متعلق به گُل مرکزی، ساکن درحد فاصل رودهای سن و لوآر. شهرهای اصلی آنها عبارت بودند از سنابوم (اورلئان) و اوتریکوم (شارتر). کارنوت ها زیر سلطۀ یولیوس سزار قرار گرفتند و به پاداش خدمات نظامی خود توانستند نهادهای خویش را در زمان فرمانروایی اوگوستوس حفظ کنند و به بخشی از امپراتوری رُم بدل شوند.
جمله سازی با کارنوت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شهرهای مهم این کشور بربراتی، بامباری، امبایکی، بُودا، بیمبو، کارنوت هستند.
💡 در درس ترمودینامیک، مفهوم چرخه کارنوت به عنوان یک مدل ایدهآل برای بررسی بازدهی موتورهای حرارتی در شرایط بسیار خاص مورد مطالعه قرار میگیرد.
💡 دانشمندان با استفاده از اصول مطرح شده توسط کارنوت، تلاش میکنند تا بازدهی انرژی در سیستمهای تبدیل انرژی را به حداکثر میزان ممکن برسانند.
💡 تحلیلهای علمی نشان میدهند که هیچ موتور حرارتی نمیتواند از بازدهی چرخه کارنوت در شرایطی که دما ثابت باشد، فراتر برود.