کار کننده

فرهنگ عمید

آن که کار می کند، عمل کننده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه کار کند عمل کننده عامل: [... کسی گوید که: دلیل بر آن که نفس نمیرد آنست که دایم کار کننده است: و باز چون بپرسند که چرا دایم کار کننده است ? گوید: زیرا که نمیرد ]. ( دانشنامه. منطق ۱۶۴ ) جمع: ( برای اشخاص ) کار کنندگان.

جمله سازی با کار کننده

💡 با همه کانش دمبدم کار کننده چون درم برد بدست چپ علم دم لم و دم لم و لم

فراماسونری یعنی چه؟
فراماسونری یعنی چه؟
گلشیفته یعنی چه؟
گلشیفته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز