لغت نامه دهخدا
چلفتی. [ چ ُ ل ُ ] ( ص ) در تداول عامه، چون به دنبال دست و پاآید ( دست و پا چلفتی ) معنی بی عرضه و نالایق و بی دست و پا دهد، چنانکه گویند: فلان کس دست و پا چلفتی است، یعنی عرضه و لیاقت انجام کاری را ندارد.
چلفتی. [ چ ُ ل ُ ] ( ص ) در تداول عامه، چون به دنبال دست و پاآید ( دست و پا چلفتی ) معنی بی عرضه و نالایق و بی دست و پا دهد، چنانکه گویند: فلان کس دست و پا چلفتی است، یعنی عرضه و لیاقت انجام کاری را ندارد.
(چُ لُ ) (ص. ) (عا. ) دست و پا چلفتی: بی عرضه، نالایق، بی دست و پا.
بی دست وپا و بی عرضه و نالایق، بیکاره، پخمه.
( صفت ) دست و پا چلفتی. بیعرضه نا لایق بی دست و پا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اقتباس های جدیدتر،دافنه دیگر دست و پا چلفتی نیست.بلکه زیرک تر از قبل به تصویر کشیده شده است و همچنین با فرد رابطه دوستانه ای دارد.
💡 کیت وینسلت در نقش ریتا مالون، موش صحرایی خردسال و مسنترین فرزند یک خانواده بزرگ است. او کاپیتان یک کشتی کوچک است.وی موشی بسیار پرحرف.خنگ و دست و پا چلفتی است.