چشم پوش

مترادف‌ها

نادیده گرفتن، چشم‌پوشی

متضادها

توجه کردن، دقت کردن

لغت نامه دهخدا

چشم پوش. [ چ َ / چ ِ ] ( نف مرکب ) کسی که اغماض میکند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چشم پوشیدن و چشم پوشی شود.

فرهنگ عمید

ویژگی کسی که چیزی را نادیده بگیرد یا از جرم و گناه کسی درگذرد، چشم پوشنده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که اغماض کند.

جمله سازی با چشم پوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو کردی بر آن خشم او چشم پوش برآید ز نومیدی اندر خروش

💡 مردمان گویند «ترکی» چشم پوش از روی خوبان کی تواند چشم خود پوشیدن از خورشید، حربا

💡 ای پدر چشم پوش ازین فرزند ای پسر زین پدر نظر بردار

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران