لغت نامه دهخدا
چاه غبغب. [ هَِ غ َ غ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چاه ذقن و چاه زنخ و چاه زنخدان. ( آنندراج ). کنایه از گوی خرد که در زنخدان و غبغب خوبان می باشد. ( آنندراج ). رجوع به چاه ذقن و چاه زنخ و چاه زنخدان شود.
چاه غبغب. [ هَِ غ َ غ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چاه ذقن و چاه زنخ و چاه زنخدان. ( آنندراج ). کنایه از گوی خرد که در زنخدان و غبغب خوبان می باشد. ( آنندراج ). رجوع به چاه ذقن و چاه زنخ و چاه زنخدان شود.
چاه دفن و چاه زنخ و چاه زنخدان
💡 به چاه غبغب خوبان که از وفور صفا برون تراود ازو آب گوهر شهوار
💡 که کندت در زنخدان چاه غبغب که ز آب زندگی کردش لبالب
💡 ز حسرت رسن زلف و چاه غبغب او نه طرفه گر دل من رغبت گناه کند
💡 چون تو گرفتار داریم بسیار در دام زلف و در چاه غبغب
💡 ز تلخ و شور چه زمزمم بشویی لب به چاه غبغب ساقی و راح ریحانی
💡 آب خضر معلق آن چاه غبغب است ظلمات را بزلف سیاهت نشیمن است