کلمهی «چارم» در فارسی به معنای چهارمین یا شماره چهارم است. این واژه از عدد «چهار» گرفته شده و با افزودن پسوند نسبت «-م» به آن، موقعیت یا ترتیب چهارم را نشان میدهد. این کلمه معمولاً برای اشاره به جایگاه یا رتبه در یک سلسله، گروه یا دسته به کار میرود. در مکالمات روزمره، میتواند برای موقعیت افراد، اشیا یا رویدادها استفاده شود، مانند «شاگرد چارم کلاس» یا «کتاب چارم در قفسه». در ادبیات فارسی، چارم گاهی در توالی داستانها، ابیات شعر یا رویدادهای تاریخی برای مشخص کردن ترتیب رخدادها دیده میشود. این واژه با واژههایی مانند «چهارم»، «چهارمین» و «ردیف چهارم» هممعنی است. از نظر دستوری، معمولاً صفت ترتیبی است و قبل یا بعد از اسم میآید تا موقعیت را تعیین کند. کاربرد آن محدود به شمارش ترتیبی است و بار معنایی مثبت یا منفی خاصی ندارد. در نظامهای آموزشی، اداری و رسمی نیز برای رتبهبندی افراد یا اشیا استفاده میشود.
چارم
لغت نامه دهخدا
چارم. [ رُ ] ( عددترتیبی، ص نسبی ) چهارم. رابع. رابعة. و رجوع به چهارم شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) عدد ترتیبی چهار آنچه که در مرتب. چهار واقع شده باشد چهارمین.
چهارم. رابع. رابعه.
جمله سازی با چارم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هادی مهدی غلام امی صادق کلام خسرو هشتم بهشت شحنه چارم کتاب
💡 شقهٔ چارم فلک چتر سیاهش سزد وز گهر آفتاب لعل کلاهش سزد
💡 خدیو کشور چارم نثار فرق ترا مدام جوهری لعل های کانی باد
💡 گفت چارم آنک مانی تو جوان موی همچون قیر و رخ چون ارغوان
💡 طالبان ربع مسکونرا ز ظل عالیت فیض بادا تا مقام مهر چارم منظرست