چارشاخ

لغت نامه دهخدا

چارشاخ. ( اِ مرکب ) نوعی از تعذیب. ( آنندراج ) ( لطائف اللغات ) ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ). || آلتی که بدان خرمن کوفته را باد دهند تا دانه از کاه جدا گردد. ( ناظم الاطباء ). در بیشتر شهرها و روستاهای خراسان اسم آلتی است که سر آن بشکل پنجه دست یا دارای چهار شاخ و بیشتر است که بوسیله آن خرمن کوفته جو یا گندم را باد دهند تا کاه از دانه جدا شود. مِنشار؛ چوب پنجه دار که بدان گندم و جز آن را بر باد دهند. ( منتهی الارب ). سکو که بدان گندم و جز آن برباد دهند. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

= چهارشاخ

فرهنگ فارسی

( اسم ) چهار شاخ.
نوعی از تعذیب ٠ یا آلتی که بدان خرمن کوفته را باد دهند تا دانه از کاه جدا گردد ٠ در بیشتر شهرها و روستاهای خراسان اسم آلتی است که سر آن بشکل پنج. دست یا دارای چهار شاخ و بیشتر است که بوسیل. آن خرمن کوفت. جو یا گندم را باد دهند تا کاه از دانه جدا شود ٠ منشار: چوب پنجه دار که بدان گندم و جز آنرا بر باد دهند ٠ مسلف سکو که بدان گندم و جز آن بر باد دهند ٠

جمله سازی با چارشاخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به دست اندرون خنجر چارشاخ ازو تنگ گشته جهان فراخ

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز