لغت نامه دهخدا
پژوهندگی. [ پ ِ / پ َ هََ دَ ] ( حامص ) عمل پژوهنده. تفحص. تجسس. جستجو:
در او کرد باید پژوهندگی
که از ما ندارد شکوهندگی.نظامی.
پژوهندگی. [ پ ِ / پ َ هََ دَ ] ( حامص ) عمل پژوهنده. تفحص. تجسس. جستجو:
در او کرد باید پژوهندگی
که از ما ندارد شکوهندگی.نظامی.
۱. تفحص، تجسس.
۲. تحقیق.
۳. رسیدگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در او کرد باید پژوهندگی که از ما ندارد شکوفندگی