پرگیا
لغت نامه دهخدا
پرگیا. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) گیاه ناک:
یکی کوهش آمد بره پرگیا
بدو اندرون چشمه و آسیا.فردوسی.
فرهنگ عمید
زمینی که گیاه فراوان در آن روییده.
فرهنگ فارسی
( صفت ) پر از گیاه گیاه ناک پر نبات.
جمله سازی با پرگیا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یکی کوه پیش آمدش پرگیا بدو اندرون چشمه و آسیا