لغت نامه دهخدا
پدرپیشه. [ پ ِ دَ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) پیشه پدری.
- امثال:
پدرپیشه تبر تیشه.
پدرپیشه. [ پ ِ دَ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) پیشه پدری.
- امثال:
پدرپیشه تبر تیشه.
( اسم ) پیش. پدریکار و حرف. اجدادی: ( پدر پیشه تبر تیشه. )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هم از کودکی با پدر پیشه کردی بجنگ معادی ز کشور بکشور