پارو کردن
مترادفها
پاروزدن
فرهنگ معین
(کَ دَ )(مص م. ) روبیدن، پاک کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) روبیدن روفتن پاک کردن.
ویکی واژه
روبیدن، پاک کردن.
جمله سازی با پارو کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یخزدایی به معنای زدودن برف و یخ یا سرمازدگی از یک سطح جاده، باند فرودگاه یا هر سطح دیگر است که به طریق مکانیکی یا شیمیایی صورت میگیرد. از جمله روشهای فیزیکی، پارو کردن و شکستن یخ، و از جمله روشهای شیمیایی استفاده از نمک و سایر مواد ذوبکننده است. از ضدیخ یا مواد شیمیایی ذوبکننده در زمان شروع برف و قبل از تشکیل یخ روی سطح استفاده میشود. از آبنمک یا نمک آبدار معمولاً قبل از شروع طوفان برف استفاده میشود.
💡 اکثر برف روبی توسط افراد در قالب پارو کردن برف در مسیرهای پیاده و سواره اتفاق می افتد که معمولاً پس از بارش برف سنگین مشاهده میشود.
💡 قایقرانان با مهارت بسیار زیاد در حال پارو کردن روی آبهای آرام دریا بودند تا بتوانند به ساحل مقصد خود برسند.
💡 برای ورزش کردن و تقویت عضلات کمر و بازو، بسیاری از افراد به فعالیتهای آبی مثل پارو کردن در دریاچههای بزرگ علاقهمند هستند.
💡 در آن روز بسیار طوفانی، آنها مجبور شدند با تمام توان پارو کردن را ادامه دهند تا بتوانند از میان موجهای بلند عبور کنند.