پا گرفتن
مترادفها
پافشاری کردن، اصرار کردن، پیگیری کردن
لغت نامه دهخدا
پا گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ] ( مص مرکب ) مستقر شدن. دوام کردن. ثبات یافتن. استوار شدن. - پا گرفتن کاری و امری؛ رونق و ثبات آن.
- پا گرفتن قبری را؛ سطح آنرا از زمین برآوردن. تسنیم.
- پا گرفتن برف؛ نشستن آن بر زمین چندانکه بزودی ذوب نشود.
- پا گرفتن طفل؛ براه افتادن وی.
فرهنگ معین
(گِ رِ تَ ) (مص ل. ) ۱ - رشد کردن. ۲ - استوار شدن. ۳ - دوام یافتن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- رشد کردن نمو کردن۲٠- استوار شدن ثبات یافتن مستقر شدن ۳ ٠- دوام یافتن باقی ماندن۴ ٠- سکی از حرکات نرمش (خم گیری ) در ورزش باستانی است ۵ ٠- گرفتن عضل. پا هنگام شنا ٠ یا پا گرفتن برف ٠ نشستن آن بر زمین چندانکه زود آب نشود. یا پا گرفتن کاری. رونق گرفتن آن. یا پا گرفتن طفل. براه افتادن او. یا پا گرفتن قبری را. سطح آن را از زمین بالا آوردن.
جمله سازی با پا گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کرتس همانند بسیاری از مردمان همدورهاش در اروپای شرقی، سه دوره را از سر گذراندهاست: دوره نخست پیش از هولوکاست، دوره آتشافروزی هیتلر و پا گرفتن اردوگاههای مرگ، و بعد هجوم روسها استقرار نظام سوسیالیستی.
💡 در آن زمان با توجه به پا گرفتن جنبشهای هویت خواهی و استقلال طلبی فرهنگیان تاجیک، از جمله سینماگران، تلاش میکردند جهان را طور دیگر ببینند و در آثار خود به بازتاب زندگی سنت و آیینهای ملی میپرداختند. در سینما و ادبیات آن دوران انتقادهایی به نظام شوروی و سلطه حزب کمونیست، بویژه در مورد از میان بردن فرهنگهای قومی و محلی، مطرح میشد.
💡 اگرچه در ابتدا این کسبوکار کوچک بسیار دشوار بود، اما با گذشت زمان و تلاشهای زیاد، بالاخره توانست در بازار رقابتی امروز پا گرفتن کند.
💡 یادگیری یک زبان جدید در ابتدای مسیر بسیار سخت است، اما پس از چند ماه تمرین مداوم، کمکم یادگیری آن میتواند پا گرفتن و آسان شود.
💡 با توجه به تغییرات اقتصادی اخیر، بسیاری از پروژههای صنعتی جدید هنوز نتوانستهاند به طور کامل در چرخه تولید ملی و بازارهای داخلی پا گرفتن کنند.