واگشادن
مترادفها
باز کردن، گشودن
متضادها
بستن، منقبض کردن
لغت نامه دهخدا
واگشادن. [ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) گشادن. بازگشادن:
چون زلزله ریزد آب ساید
درزی ز خریطه واگشاید.نظامی.|| حل کردن: تسنیه؛ واگشادن و آسان کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
جمله سازی با واگشادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رشتهٔ جان مرا صد گره است واگشادن همه نتوان چکنم؟