لغت نامه دهخدا
والی عقرب.[ ی ِ ع َ رَ ] ( اِخ ) کنایه از ستاره مریخ، چرا که برج عقرب خانه مریخ است. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ).
والی عقرب.[ ی ِ ع َ رَ ] ( اِخ ) کنایه از ستاره مریخ، چرا که برج عقرب خانه مریخ است. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ).
کنایه از ستاره مریخ چرا که برج عقرب خانه مریخ است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسته پیشت کمر به سرهنگی والی عقرب آن یل جنگی
💡 در کنار بارگاهش در صف حجاب بار والی عقرب کمر بربسته چون زنبور باد