اسم دخترانه واحده یک نام با معانی خاص و زیبا است که به ویژگیهای منحصر به فرد و ارزشمند اشاره دارد.
معانی اسم
نخستین شماره: واحده به معنای نخستین شماره است که میتواند نماد آغاز و شروع جدیدی باشد. عدد یک به معنای آغاز یک سفر یا یک مرحله جدید در زندگی تعبیر میشود.
یکتا: واحده به معنای یکتا نیز است، که به مفهوم منحصر به فردی و بیهمتایی اشاره دارد. این ویژگی میتواند نشاندهندهی ارزش و اهمیت فرد در زندگی اطرافیان باشد. انتخاب این نام میتواند به نوعی بیانگر این باشد که والدین میخواهند به فرزندشان بگویند که او برای آنها بینظیر و خاص است.
بیهمتا: این نام همچنین به معنای بیهمتا است، که میتواند نشاندهندهی شخصیت قوی و مستقل فرد باشد. این ویژگی میتواند به نوعی یادآور این باشد که هر فرد باید خود را بشناسد و به ارزشهای خود پایبند باشد.
معانی دیگر
واحده به عنوان جزیی از کل به معنای بخشی است که به یک سیستم یا مجموعه بزرگتر تعلق دارد و نمیتواند به تنهایی وجود داشته باشد. این مفهوم نشاندهنده وابستگی و ارتباط میان اجزا و کل است، به طوری که هر جزء به نوعی بر کل تأثیر میگذارد و در عملکرد کلی آن نقش دارد. به عبارت دیگر، اجزا در کنار هم یک واحد یکپارچه را تشکیل میدهند که بدون هر یک از آنها، معنای کامل خود را از دست میدهد.
( واحدة ) واحدة.[ ح ِ دَ ] ( ع ص ) مؤنث واحد. و رجوع به واحد شود.
( صفت ) مونث واحد: حرکت واحده ) ).
مونث واحد
اسم: واحده (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: vāhede) (فارسی: واحده) (انگلیسی: vahede)
معنی: نخستین شماره، یکتا، جزیی از کل، بی همتا، ( مؤنث واحد )
[ویکی الکتاب] معنی وَاحِدَةٍ: یگانه -یکی - یک (کلمه احد صفتی است که از ماده وحدت گرفته شده، همچنان که کلمه واحد نیز وصفی از این ماده است،ولی بین احد و واحد فرق است، "احد" آن یکی است که دومی ندارد چه در ذهن و چه در خارج از ذهن یعنی عقلاً دومی برای آن متصور نیست به خلاف کلمه واح...
معنی جُمْلَةً وَاحِدَةً: یکباره - یکجا
معنی هَشِیمِ: شکسته شده ی چیزهای سست و بی دوام از قبیل گیاهان - خشک و ریزریز (عبارت "إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ صَیْحَةً وَاحِدَةً فَکَانُواْ کَهَشِیمِ ﭐلْمُحْتَظِرِ "یعنی فقط یک صیحه بر آنان فرستادیم، و همگی مانند چوب خشک رویهم ریختند)
معنی مُسْتَوْدَعٌ: به ودیعه گذاشته شده (مراد از مستقردر عبارت "أَنشَأَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ " آن افرادی است که دوران سیر در اصلاب را طی کرده و متولد شده و در زمین که به مقتضای آیه و لکم فی الارض مستقر قرارگاه نوع بشر است مستقر گشته، و...
معنی مُسْتَقَرٍّ: محل استقرار- قرارگاه دائمی - استقرار یافته ومحقق شده (مراد از مستقردر عبارت "أَنشَأَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ " آن افرادی است که دوران سیر در اصلاب را طی کرده و متولد شده و در زمین که به مقتضای آیه و لکم فی الارض مستقر ق...
معنی مُّسْتَقِرٌّ: قرار گیرنده (عبارت "کُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ " یعنی:هر کاری[چه خیر و چه شر، چه حق و چه باطل در قرارگاه ویژه خود] قرار میگیرد.مراد از مستقردر عبارت "أَنشَأَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ " آن افرادی است که دوران سیر در اصلاب...
معنی مُحْتَظِرِ: روی هم ریخته - روی هم انباشته (کلمه محتظر به معنای صاحب حظیره است، یعنی چهار دیواری که برای دامداری ساخته میشود و به زبان فارسی آن را قلعه و یا بهاربند گویند و هشیم محتظر درختهای خشکیده و مانند آن است، که صاحب حظیره آن را برای مصرف کردن در قلعه خود...
ریشه کلمه:
وحد (۱۵۳ بار)
راغب گوید: وَحْدَة به معنی انفراد است، واحد در اصل چیزی است که مطلقا جزیی ندارد، سپس آن در هر موجود بکار میرود.. آنگاه که گفتید: ای موسی هرگز به یک طعام (من وسلوی) صبر نخواهیم کرد.. مردم همه یک امت بودند. در آیاتیکه «واحد» وصف خداآمده مثل.... ظاهرا مراد واحد عددی است در مقابل خدایان بسیار،مثل. پس مراد از واحد در آیات به همتا نیست چنانکه «اَحَد» در «قُلْ هُوَاللهُ اَحَدٌ» بدان معنی است. در توحید صدوق باب 3 نقل شده که ابوجعفر هاشمی از امام جواد «علیهالسلام» از معنی واحد پرسید امام فرمود: «اَلْمُجْتَمَعُ عَلَیْهِ بِجَمیعِ الْاَلْسُنِ بِالْوَحدانِیَّةِ» و در روایت دیگر آیه «وَلَئِنْ سَتَلْتِهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَالْاَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللهُ» را شاهد آورده ولی روایت سوم واحد را «احد» معنی کرده است. راغب گوید: چون واحد وصف خدا آید معنایش این است :او کسی است که تجزی و تکثر در آن راه ندارد. ولی ظاهرا این سخن مورد نظر قران مجید نیست آیه اخیر و لفظ «اثنین» و ثلاثه مؤید نظر ما است. وحد: (بروزن فلس) مصدر است به معنی انفراد وتنهایی.. آن در آیه به معنی «منفرداً» است یعنی این برای آن است که چون خدا در حال انفراد و تنهایی و بی شریک خوانده میشد کافر میشدید. *. وحید به معنی واحد است گفتهاند آن حال است از فاعل «خَلَقْتُ» و وصف خداست یعنی: بگذار مرا با آن بنده که او را به تنهایی آفریدم و در خلقت او شریکی نداشتم و به او مال فراوان دادم. مشهور است که آیه فوق با آیات بعدی که درحدود بیست آیه است در باره ولیدبن مغیره نازل شد و تهدید عجیبی در باره او است.