وئی

لغت نامه دهخدا

وئی. [ وَ ] ( اِخ ) از بلاد اتروریا و در سه فرسنگی روم بوده است. مردم این شهر غالباً با رومیان در جنگ بوده اند و عاقبت در 395 ق. م. کامیلیوس سردار رومی پس از ده سال محاصره آن شهر را گرفته جمعی از مردم روم را بدانجا انتقال داد. ( تمدن قدیم فوستل دوکولانژ ص 510 ). رجوع به اِتروریا و کامیلیوس ( کامیلوس ) شود.

جمله سازی با وئی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو درجان وئی پیوسته جاوید بتو دارد حقیقت جمله امّید

💡 کس ندید اندر آب و گل چو وئی دل و جان مثل او نیافت حئی

💡 لحظه ‌ ای از کفش نئی بیرون هر زمان از وئی تو دیگرگون

💡 سید اول وی است و سید آخر وی است سید آخر وئی گر آخری یا اولی

💡 چو ازوی دم زدی او گوی دائم که از ذات وئی در عشق قائم

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
رایا یعنی چه؟
رایا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز