هکل
لغت نامه دهخدا
هکل. [ هَُ ک َ ] ( اِ ) سماروغ را گویند، و آن رستنیی باشد که از جاهای نمناک و زیر خمهای آب و شراب و سرکه و مانند آن روید. گویند هرکه آن را در محل جنابت و ناپاکی خورد نسل وی منقطع گردد یعنی او را فرزند نشود، و آن را به عربی بنات الرعد خوانند. ( آنندراج ). فقع. ( فهرست مخزن الادویه ).
فرهنگ عمید
= قارچ
فرهنگ فارسی
طبیعی دان و فیلسوف آلمانی ( و. ۱۸۳۴ - ف. ۱۹۱۹ م. ) و یکی از نخستین پیروان داروین در آن کشور. تحقیقات وی در مورد جانوران بی مهره دریایی معروف است. نظریات او با آنکه اکثرا اشتباه آمیز بود اما موجد تحقیقات و پژوهشهای جدید شد.
(اسم ) سماروغ
جمله سازی با هکل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در اوایل قرن بیستم، ارنست هکل در کتاب اشکال هنری در طبیعت[پ] برخی شعاعیان را توصیف کرد که اسکلتی شبیه اجسام افلاطونی دارند.
💡 جاناتان وِلز، زیستشناس مولکولی، کتُب زیستشناسی را به این دلیل که آنها به بازتولید شواهد رد شده ادامه میدهند، به نقد میکشد. در پاسخ، مرکز ملی تحصیل علم ذکر میکند که هیچیک از کتابهایی که توسط ولز مرور شده، خطاهای ادعا شده را ندارد؛ چرا که طراحیهای هکل در زمینهای تاریخی همراه با بحث دربارهٔ دلیل غلط بودنشان نمایش داده شدهاند، و طراحیها و عکسهای دقیق امروزی که در این کتب آمده، توسط ولز نامناسب و بد جلوه داده شدهاند.