هم خونی
مترادفها
همخون، خویشاوند
متضادها
بیگانه
فرهنگستان زبان و ادب
{consanguinity} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] خویشاوندی به علت داشتن دستِکم یک نیای مشترک
دانشنامه عمومی
همخونی ( انگلیسی: Consanguinity ) در ژنتیک هنگامی است که فردی بستگی خانوادگی و خویشاوندی با فرد دیگر داشته باشد. از این دیدگاه همخونی یک فرد با فردی دیگر، فرزندزاده بودن آن فرد از نیا ( پدربزرگ یا مادربزرگ دور یا نزدیک ) فرد دیگر می باشد. به عبارتی دیگر دو فرد هنگامی همخون هستند که دارای یک نیای مشترک در دودمان خود باشند.
همخونی در زندگی روزمره و در آیین و قانون بسیاری از کشورها تا جایی مهم است که ازدواج دو نفر و ارث و میراث داراییها از فردی به فردی دیگر، بسته به آن انجام می پذیرد.
در ژنتیک منظور از خویشاوند درجه یک ( First – Degree Relative ) والدین، فرزندان یک زوج والد، یا فرزندان یک والد می باشد.
منظور از خویشاوند درجه دو ( Second – Degree Relative ) عمه ( خاله )، عمو ( دایی )، پدربزرگ و مادربزرگ، نوه ها، خواهرزاده ها، برادرزاده ها، یا برادران و خواهران ناتنی می باشد.
جمله سازی با هم خونی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نارگیل ها زیر دندون انقدر حس و حالش عالیه و کلا پلو لذیذی ست با سالاد فصل بیشتر هم خونی دارد
💡 او با وجود اینکه سالها از خانوادهاش دور بوده است، هنوز هم با برادر هم خونی خود روابط بسیار نزدیک و صمیمی و عاطفی دارد.
💡 در بسیاری از داستانهای کلاسیک، تقابل میان دو شخصیت هم خونی باعث ایجاد درامهای بسیار عمیق و پیچیده در روند پیشرفت داستان میشود.
💡 پیدا کردن یک دوست هم خونی در محیطی غریب میتواند تسکیندهنده باشد و به فرد کمک کند تا احساس تنهایی و غربت کمتری داشته باشد.