هشومند

لغت نامه دهخدا

هشومند. [ هَُ م َ ] ( ص مرکب ) ( از: هش، هوش + -ومند، پسوند اتصاف و دارندگی ) ( از حاشیه برهان چ معین ). هوشمند. خداوند هوش و عقل و زیرکی. ( برهان ).
- ناهشومند؛ بی خرد. نابخرد:
ز تخمی که کشتی در این رودبار
تو را داد ای ناهشومند بار.فردوسی.

فرهنگ معین

(هُ مَ ) (ص. ) هوشمند.

ویکی واژه

هوشمند.

جمله سازی با هشومند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این نسخه، برای ورود تلفن‌های هوشمند به بازی، طراحی و بهینه‌سازی شده‌است. به دلیل اینکه بارگذاری نمای نسخه ۰٫۵٫۰ در مرورگرهای تلفن‌های هوشمند طول می‌کشد و همچنین، ممکن است در مرورگرهای تلفن هوشمند باز نشود، نمای نسخه ۰٫۴٫۵ برای نسخهٔ تلفن هشومند انتخاب شده‌است. در صفحه اصلی ایکاریم با تیک زدن «استفاده از نسخه موبایل» در قسمت گزینه‌های پیشرفته (بخش ورود به بازی) می‌توان از نسخه تلفن هوشمند استفاده کرد.