هرزه گو

لغت نامه دهخدا

هرزه گو. [ هََ زَ / زِ ] ( نف مرکب ) یاوه گوی. ( ناظم الاطباء ):
نوای بلبلت ای گل کجا پسند افتد
که گوش هوش به مرغان هرزه گو داری.حافظ.رجوع به هرزه خای و هرزه درای شود. || دیوانه. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

بیهوده گوی، یاوه گو.

جمله سازی با هرزه گو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دو چار چون شودت هرزه گو تغافل کن علاج بیهده گو نیست غیر نشنفتن

💡 نوای بلبلت ای گل کجا پسند افتد که گوش و هوش به مرغان هرزه گو داری

💡 می پنبۀ عقل هرزه گو داند کرد می چارۀ درد دل نکو داند کرد

💡 که کم گو ای فضول هرزه گو تو حقیقت این دگر اینجا مگو تو

💡 که گفت میکده بگذار و باغ خلد بگیر دلا چه گوش باین قوم هرزه گو داری

💡 بی دماغان را دماغ گفتگوی عقل نیست چاره این هرزه گو مستی است یا دیوانگی

آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز