لغت نامه دهخدا
هبات. [ هَِ ] ( ع اِ ) ج ِ هِبَة. رجوع به هبة شود.
هبأت. [ هَُ اَ ] ( ع، اِمص ) نرمی و سستی. اللین و الاسترخاء. ( اقرب الموارد ) ( معجم متن اللغة ): نومه سُبات و لیله هُبات؛ ای لین و استرخاء. ( اقرب الموارد ).
هبات. [ هَِ ] ( ع اِ ) ج ِ هِبَة. رجوع به هبة شود.
هبأت. [ هَُ اَ ] ( ع، اِمص ) نرمی و سستی. اللین و الاسترخاء. ( اقرب الموارد ) ( معجم متن اللغة ): نومه سُبات و لیله هُبات؛ ای لین و استرخاء. ( اقرب الموارد ).
= هبه
(اسم ) جمع هبه: (( اماابونصر ابوالخیر وابوریحان رغبت نمودند که اخبار صلات وهبات سلطان همی شنیدند. ) )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اول نور هست باد هبات آخر ظلمت است آب حیات
💡 همچنین تصور میشد که این الهه یک الهه برتر یک الهه خاکی است. او همانطور که خدا-طوفان هیتی با تشوب بود، بهطور گستردهای با یک ایزدبانوی هبات از تمدن هوریها همزمان شد.