هامون قیامت

لغت نامه دهخدا

هامون قیامت. [ ن ِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) صحرای رستاخیز. صحرای قیامت. زمین محشر:
همچو هامون قیامت گرد میدان جوق جوق
زمره ای اندر عنا و مجمعی اندر بطر.سنائی.

فرهنگ فارسی

صحرای رستاخیز صحرای قیامت

جمله سازی با هامون قیامت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 همچو هامون قیامت گرد میدان جوق جوق زمره‌ای اندر عنا و مجمعی اندر بطر

💡 در بسیاری از روایت‌های مذهبی و متون اعتقادی، توصیفاتی بسیار دقیق و تکان‌دهنده از هامون قیامت و عظمت آن روز برای تذکر به انسان‌ها ارائه شده است.

💡 او با بیان سخنان سنگین خود درباره هامون قیامت، سعی داشت تا در دل شنوندگان ترس و عبرت ایجاد کرده و آن‌ها را به توبه و بازگشت دعوت کند.

💡 اعتقاد به عدالت الهی در هامون قیامت، به انسان کمک می‌کند تا در زندگی دنیوی خود سعی کند با انصاف و عدالت با دیگران رفتار نماید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران