لغت نامه دهخدا
نورگستر. [ گ ُ ت َ ] ( نف مرکب ) منتشرکننده و پراکنده نماینده روشنی. ( ناظم الاطباء ). روشنی بخش. نورافشان.
نورگستر. [ گ ُ ت َ ] ( نف مرکب ) منتشرکننده و پراکنده نماینده روشنی. ( ناظم الاطباء ). روشنی بخش. نورافشان.
نورافشان، منتشرکننده و پراکنده کنندۀ نور و روشنایی.
منتشر کننده و پراکنده نماینده روشنی ٠
💡 خورشید نورگستر و مفتاح دولتست رای رزین و خاطر مشگلگشای تو
💡 دریغ و درد که خورشید نورگستر فضل به زیر سایه این خاک تیره پنهان شد
💡 پیشگاه مسند و رای ترا تا آفتاب بوسهها بر آستان نورگستر میزند
💡 پرتوی از شمع رویت گر نگشتی آفتاب کی توانستی که بودی نورگستر مشعله
💡 جشنی خجسته کردی و این تهنیت تو را خورشید نورگستر و چرخ کیان کند