نوامی

لغت نامه دهخدا

نوامی. [ ن َ ] ( ع اِ ) ج ِ نامیه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نامیة شود.

فرهنگ عمید

= نامیه

فرهنگ فارسی

جمع نامیه است

جمله سازی با نوامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مظلمه در گردن و وزروو بال وه که چه با برک و نوامی می روی

💡 هاتف دولت مرا آواز داد: کین نوامی گو: عراقی، ز آن ماست

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز