نشان گذار
مترادفها
نشانگر، علامت، نماد
فرهنگستان زبان و ادب
{tagger} [حمل ونقل دریایی] فردی که نشان گذاری می کند
جمله سازی با نشان گذار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هرگز دلت نشان گذار وفا نداشت سنگی که ره فتاد بر او نقش پا نداشت
💡 در نقشههای جغرافیایی قدیمی، استفاده از نشان گذارهای خاص برای مشخص کردن مرزهای کشورها و رودخانههای مهم، یکی از روشهای بسیار رایج و کاربردی بود.
💡 این نقطه در مسیر کوهستانی به عنوان یک نشان گذار مهم برای کوهنوردان عمل میکند تا بتوانند مسیر صحیح و امن خود را پیدا کنند.
💡 در زبانشناسی، هر کلمه میتواند به عنوان یک نشان گذار معنایی عمل کند که مفاهیم پیچیده ذهنی را به صورت دقیق برای شنونده منتقل نماید.