ناگرویدن

لغت نامه دهخدا

ناگرویدن. [ گ ِ رَ دَ ] ( مص منفی ) پیروی نکردن. از پی نرفتن. ( ناظم الاطباء ). || کفر. ( ترجمان القرآن ). بی دین شدن. نگراییدن. ( ناظم الاطباء ). کفر.کفران. ( دهار ) ( از منتهی الارب ). || انکارکردن. || اعتماد نکردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. ایمان نیاوردن.
۲. پیروی نکردن.

فرهنگ فارسی

پیروی نکردن. از پی نرفتن

جمله سازی با ناگرویدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ مَنْ کَفَرَ و هر که کافر شود و بسپاس نیندیشد فَلا یَحْزُنْکَ کُفْرُهُ اندوهگن مدار ترا نسپاسی و ناگرویدن او إِلَیْنا مَرْجِعُهُمْ با ماست بازگشت ایشان فَنُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا تا آگاه کنیم ایشان را بپاداش دادن از آنچه میکردند إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ (۲۳) که اللَّه داناست بهر چه در دلهاست.

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز