نامه نگار

مترادف‌ها

نویسنده، مکاتبه‌کننده

لغت نامه دهخدا

نامه نگار. [ م َ / م ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) نامه نویس. نگارنده نامه. رجوع به نامه نویس شود. || روزنامه نگار. مدیر یا نویسنده جریده.

فرهنگ عمید

۱. نامه نویس، کسی که نامه می نویسد.
۲. روزنامه نویس.

فرهنگ فارسی

(صفت ) ۱ - آنکه نامه نویسدنامه نویس. ۲ - روزنامه نگارنویسنده روزنامه.

جمله سازی با نامه نگار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای خامهٔ مشک افشان چون نامه نگار آیی این مطلع شاهی را عنوان کتابم کن

💡 نه حریفی شودم نامه نگار نه رفیقی کندم پرسش حال

💡 در دوران پیش از اختراع ماشین‌های نوشتاری، هر نامه نگار ماهر می‌توانست با خطی بسیار زیبا و دقیق، پیام‌های مهم حکام را بنویسد.

💡 این کتاب قدیمی روایتگر زندگی یک نامه نگار در دربار پادشاه است که با نوشته‌های خود نقش مهمی در تاریخ ایفا می‌کرد.

💡 حرفه نامه نگار در گذشته نیازمند تسلط کامل بر قواعد پیچیده زبان و ادب بود تا بتواند احساسات را به درستی منتقل کند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران