لغت نامه دهخدا
نامه نگار. [ م َ / م ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) نامه نویس. نگارنده نامه. رجوع به نامه نویس شود. || روزنامه نگار. مدیر یا نویسنده جریده.
نامه نگار. [ م َ / م ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) نامه نویس. نگارنده نامه. رجوع به نامه نویس شود. || روزنامه نگار. مدیر یا نویسنده جریده.
۱. نامه نویس، کسی که نامه می نویسد.
۲. روزنامه نویس.
(صفت ) ۱ - آنکه نامه نویسدنامه نویس. ۲ - روزنامه نگارنویسنده روزنامه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای خامهٔ مشک افشان چون نامه نگار آیی این مطلع شاهی را عنوان کتابم کن
💡 نه حریفی شودم نامه نگار نه رفیقی کندم پرسش حال