نازک دلی

لغت نامه دهخدا

نازک دلی. [ زُ دِ ] ( حامص مرکب ) رقت قلب. مهربانی. زودرنجی. رحم دلی. حالت و صفت نازک دل.

فرهنگ فارسی

متاثرگردد

جمله سازی با نازک دلی

💡 بدین نازک دلی جانی تو داری تمنایت برم ناگه نرنجی

💡 ازو خواهم که هر کامی بیابی که تو نازک دلی غم برنتابی

💡 چو گل نازک دلی پر عشق و سرمست سماع و می صبوری چون دهد دست

💡 اگر نازک دلی از من کران گیر که خونم می تراود از نوایم

💡 بودن به طبع خوش منشان کار مشکل است نازک دلی به سر نرسانی عنا مبر

دایر شدن یعنی چه؟
دایر شدن یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز